۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

...

بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت در محکومیت بازداشت جوانان و روزنامه نگاران اصلاح طلب

جرس: شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی در واکنش به بازداشت چند تن از جوانان سبز و اصلاح طلب در روزهای اخیر، بیانیه‌ای صادر کرد. در این بیانیه آمده است: بازداشت پی در پی جوانان بی گناه و مظلوم نشان از اوج استیصال و درماندگی حاکمیت از وضعیت موجود دارد. این رفتارها نه تنها ما را از صبر و استقامت در راهی که با اندیشه برگزیدیم باز نمی دارد بلکه پرده از چهره حقیقی آنان برای قشرها و گروه های بیشتری از جامعه می درد و ظلم عریان آنان را بیشتر و بیشتر نمایان می کند.

در ادامه این بیانیه آمده است:" خواهان آزادی هر چه سریعتر اعضای دربند جبهه و دیگر زندانیان سیاسی هستیم و با غرور می گوییم که اگر حسین و یارانش با نثار خون خود ستمگران را رسوا کرد، اینک این جوانان پاک و با نجابت با نثار آزادی خود نوید رسوایی نزدیک شما را طنین افکن می کنند و دیری نمانده تا آن روز، چرا که این وعده و سنت الهی است."

شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی همچنین با ذکر نام زندانیانی همچون ریحانه طباطبایی، فاطمه عرب سرخی، علیرضا طاهری، محمد شفیعی، هادی حیدری ، کیوان مهرگان، نارنین خسروانی ، ساجده کیانوش راد ، سعید نورمحمدی، عماد بهاور، مهدی محمودیان، صابر عباسیان و علی تارخ، خواستار آزادی اینها و دیگر زندانیان سیاسی از جمله اعضای حزب مشارکت شده است.

متن این بیانیه را به نقل از سایت نوروز، در زیر بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

با گذشت بیش از یک سال و نیم از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ همچنان بازداشت جوانان اصلاح طلب ادامه دارد، جوانانی که با وجود همه سختی ها و تحدیدها و رفتارهای نادرست صبوری و خویشتن داری را پیشه خود کرده و هرگز از گستره بی مرز خطوط قرمز مجموعه حاکمیت و نیز گروه های خودسر عبور نکردند، جوانانی که با وجود همه برخوردهای ناشایست و همه بی قانونی های صاحبان قدرت و تخریب هر روزه سرمایه های ملی و انسانی این خاک عزیز، ناامید نشده و راه رسیدن به فضایی امن و دموکراتیک و رسیدن به آزادی و عدالت را جز از مسیر قانون ندانسته و همواره قانون ورزی را پیشه خود کرده اند. جوانانی که هرگز در برابر رفتارهای خشونت آمیز صاحبان قدرت به خشونت روی نیاورده و همواره تنها راه رسیدن به دموکراسی و قانونمندی و مدنیت را از طرق مسالمت آمیز ممکن دانسته اند و به قول موسوی عزیز همواره تلاش کرده اند که به جنازه قانون هم احترام بگذارند.

با این وجود همچنان شاهدیم که بازداشت جوانان اصلاح طلب از سوی کودتاگران ادامه دارد و هر روز ترس و وحشت خویش را بیشتر به رخ می کشند، غافل از آنکه این بازداشت ها تنها صدای آزادی خواهی و آزادگی ما را رساتر می کند و صدای مظلومیت ما با ظلم آشکار آنان بیشتر طنین انداز می شود.

بازداشت پی در پی جوانان بی گناه و مظلوم نشان از اوج استیصال و درماندگی حاکمیت از وضعیت موجود دارد. این رفتارها نه تنها ما را از صبر و استقامت در راهی که با اندیشه برگزیدیم باز نمی دارد بلکه پرده از چهره حقیقی آنان برای قشرها و گروه های بیشتری از جامعه می درد و ظلم عریان آنان را بیشتر و بیشتر نمایان می کند. همان گونه که پیش از این نیز در روز عاشورا اوج ترس و وحشت خود را با پر کردن خیابان ها با نیروهای امنیتی به نمایش گذاشتند و روز عاشورا که نماد زنده نگاه داشتن درس آزادگی و شرف و انسانیت امام حسین به همه نسل های همه عصرهای تاریخ است را به نمایشی بزرگ از بندگی و اسارت و حریص قدرت بودن تبدیل کردند، و نیک می دانیم و می دانند که این جز به نمایش گذاشتن اوج ترسشان از مردم بی سلاح و صلح طلب ایران نیست.

آری امروز باید بر حسین گریست، گریست اما نه بر مظلومیتش در کربلا، باید گریست بر مظلومیتش که ابزار ظلم بر مردمی آزاده شده است، باید گریست بر او که زورمداران قدرت طلب پرچم او را به دست گرفته و بی شرمانه بر مردم می تازند و می زنند و می کشند و به اسارت می برند. غافل از اینکه این سنت الهی است که هرچه بیشتر تقلا کنند بیشتر در منجلابی که با کودتا برای خود ساخته اند فرو می روند.

شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی بر خود می بالد که اندیشه ناب جوانان اصلاح طلب که تنها پرتوی پررنگ تر از اندیشه جنبش بزرگ سبز ایران است چنین لرزه بر اندام حاکمیت می اندازد. ما جوانان جبهه مشارکت ضمن محکوم کردن موج جدید بازداشت جوانان و دانشجویان و روزنامه نگاران، بخصوص ریحانه طباطبایی، فاطمه عرب سرخی، علیرضا طاهری، محمد شفیعی، هادی حیدری ، کیوان مهرگان، نارنین خسروانی ، ساجده کیانوش راد ، سعید نورمحمدی، عماد بهاور، مهدی محمودیان، صابر عباسیان و علی تارخ خواهان آزادی هر چه سریعتر اعضای دربند جبهه و دیگر زندانیان سیاسی هستیم و با غرور می گوییم که اگر حسین و یارانش با نثار خون خود ستمگران را رسوا کرد، اینک این جوانان پاک و با نجابت با نثار آزادی خود نوید رسوایی نزدیک شما را طنین افکن می کنند و دیری نمانده تا آن روز، چرا که این وعده و سنت الهی است.

شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی
۲۸/۹/۸۹٫

یورش ماموران به روزنامه شرق وبازداشت کیوان مهرگان، احمدغلامی و فرزانه روستایی و مدیرعامل روزنامه

جرس: ماموران لباس شخصی بعد از ظهر امروز سه شنبه ۱۶ آذرماه، با حمله به روزنامه شرق سه تن از اعضای تحریریه و مدیر عامل آن روزنامه را بازداشت کردند.


به گزارش جرس، در پی حمله ماموران امنیتی به روزنامه شرق موبایل تمام خبرنگاران و روزنامه نگاران این روزنامه مورد تفتیش قرار گرفت و در نهایت سه نفر از اعضای تحریریه به نام های کیوان مهرگان، فرزانه روستایی و احمد غلامی و همچنین علی خدابخش، مدیر عامل و سرمایه گذار آن بازداشت شدند.


احمد غلامی سردبیر روزنامه، فرزانه روستایی دبیر سرویس بین اللمل و کیوان مهرگان از اعضای سرویس سیاسی این روزنامه بوده اند.


گفتنی است روزنامه شرق تاکنون سه بار در سال‌های ٨٢، ٨٥ و ٨٦ مورد فشار و توقیف شده بود، که اولین بار این در سال ٨٢ با چاپ مطلبی در صفحه ویژه مشروطه تا پای توقیف پیش رفت، اما در نهایت، حکم توقیف آن، به حکم تغییر مدیر مسئول تبدیل شد.


در ۲۰ شهریور ماه سال ۱۳۸۵ نیز، به خاطر انتشار کاریکاتوری که در آن در یک صفحه شطرنج، اسب و الاغی ترسیم شده بود و بر گرد سر الاغ، هاله‌ای از نور مشاهده می‌شد، (همزمان با ادعای احمدی نژاد در مورد داشتن هاله نور) توقیف شد که پس از مدتی به حکم دادگاه، انتشار خود را از سر گرفت.


این روزنامه در ۱۵ مرداد ۸۶ ، به اتهام انتشار مطالب "خلاف عفت عمومی"، از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف گردید، که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران، ۲۴ شهریور ماه با نقض حکم هیات نظارت، رای به رفع توقیف آن داد.


روزنامه اصلاح طلب شرق، دور تازه انتشار خود را از اسفند ٨٨ آغاز کرده بود.


گفتنی است بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، جمع زیادی از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی ایران بازداشت و به حبس های طولانی، ممنوعیت از شغل مطبوعاتی و تبعید محکوم شده اند.

کیوان مهرگان به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد


جرس: کیوان مهرگان، دبیر سیاسی ضمیمه روزنامه اعتماد ملی به سه سال حبس به مدت چهار سال تعلیق محکوم شد.

به گزارش هرانا، کیوان مهرگان دبیر سیاسی ضمیمه روزنامه اعتماد ملی که پس از حوادث عاشورا بازداشت و در زندان اوین محبوس بود که پس از مدتی با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد.

اتهامات وی به فعالیت های مطبوعاتی او مربوط می‌شود. لازم به یاد آوری است که وی در دوران بازداشت خود چندین بار در بهداری زندان اوین منتقل شد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

اولین عکس کیوان مهرگان پس از آزادی

کیوان مهرگان آزاد شد

کیوان مهرگان روزنامه نگار و خبرنگار روزنامه توقیف شده اعتماد لحظاتی پیش آزاد شد.

به گزارش ندای سبز آزادی این روزنامه نگار پس از آزادی برای دیدار با خانواده و دوستان به محل سکونت خود رفت.

کیوان مهرگان در موج دستگیری های پس از عاشورا دستگیر شد و اتهام وی داشتن ارتباط با نهضت آزادی ایران بود و 51 روز از بازداشت 59 روزه خود را در سلول انفرادی گذراند


۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

صدور قرار وثیقه برای کیوان مهرگان

برادر کیوان مهرگان با علام خبر صدور قرار 100 میلیون تومان وثیقه برای آزادی برادرش از تامین این وثیقه و احتمال آزادی قریب الوقوع مهرگان خبر داد. پیشتر در خبرها اعلام شده بود که اتهام اصلی کیوان مهرگان عضویت در نهضت آزادی ایران اعلام شده و بازجویی‌های وی بر همین مبنا صورت گرفته است در حالی که برخی خبرگزاری‌های وابسته به اقتدارگرایان اتهاماتی واهی نظیر تجزیه‌طلبی و ... را به وی وارد ساخته بودند.

۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

حذف قهرمان پرورش اندام اسلام‌آباد از مسابقات به دلیل حمایت از کیوان مهرگان

رشید قلعه‌شاهی قهرمان پرورش اندام اسلام‌آباد غرب در مسابقات 22 بهمن به دلیل حمایت از زندانیان سیاسی و جنبش سبز از دور رقابتها اخراج شد.

به گزارش ندای سبز آزادی وی به نشانه حمایت از جنبش سبز و محبوس نگه داشتن زندانیان سیاسی اصلاح‌طلب خصوصا کیوان مهرکان بدن خود را کاملا سبز رنگ کرد و روی سکو رفت و به این دلیل از دور مسابقات حذف شد.

منبع: ندای سبز آزادی

انتقال کیوان مهرگان به سلول چند نفره


کیوان مهرگان پس از 55 روز از سلول انفرادی به سلول های چندنفره بند 209 زندان اوبن منتقل شده است.
به گزارش ندای سبز آزادی، وی که برای اولین بار امروز با خانواده خود ملاقات کرد, از وضعیت روحی و جسمی خود ابراز رضایت کرده و گفته است با وحید پوراستاد و اکبر منتجبی هم سلول است.

۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

کیوان مهرگان به بهداری زندان اوین منتقل شد

به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی یکی از آزادشدگان اخیر کیوان مهرگان را در بهداری زندان اوین دیده است. کیوان مهرگان در گفتگویی کوتاه با این اصلاح طلب تازه آزاد شده در بهداری اوین گفته است که از نظر فیزیکی در وضعیت بدی قرار دارد و بعد از ۵۵ روز همچنان در یکی از سلول های انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین به سر می برد.

همچنین به گفته شاهدان عینی کیوان مهرگان - دبیر ضمیمه سیاسی روزنامه اعتماد و عضو هسته مرکزی پویش موج سوم - دچار کاهش شدید وزن شده است. به او هنوز اجازه ملاقات با خانواده و استفاده از کتاب داده نشده است.

منبع: ندای سبز آزادی

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

دیدار سیدمحمد خاتمی با خانواده کیوان مهرگان


سیدمحمد خاتمی با خانواده «کیوان مهرگان» روزنامه نگار بازداشتی روزنامه «اعتماد» دیدار کرد.

رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن دلجویی از خانواده ایشان ابراز امیدواری کرد وی هرچه زودتر آزاد شود. مهرگان هفتم دی ماه بازداشت شده است.


منبع: جرس

۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

روزگار غریبمان / فرناز حسنعلی‌زاده

ما ايراني ها کلاً اهل آبروداري هستيم. همان قصه معروف سيلي و سرخي صورت. مثل يک ماه گذشته ما، ما يعني بروبچه هاي «ضميمه اعتماد» که صبح به صبح، 16 صفحه سياه و سفيد درمي آوريم براي شما. اگرچه هميشه تلاش کرديم تلخي روزگارمان را به قلم مان نريزيم تا کام کسي تلخ نشود اما انگار بعضي وقت ها «سيلي» هم جواب نمي دهد. مثل يک ماه گذشته ما. يک ماه پيش بود که «کيوان مهرگان» دبير سرويس سياسي ضميمه اعتماد را بازداشت کردند. مخاطبان روزنامه او را به مصاحبه ها و گفت وگوهايش مي شناسند و دوستانش هر کدام به خلق و خويي. اما يکي از تصاويري که در يک ماه گذشته مدام جلوي چشم مان جان گرفت، تصوير روزي بود که محمدعلي رامين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در نخستين روزهاي پس از انتصابش و در راستاي سرکشي به روزنامه ها به «اعتماد» آمد. آن روز هنگامي که رامين از عزم و اراده جدي اش براي بهبود وضعيت مطبوعات و روزنامه نگاران گفت، «مهرگان» از او درخواست کرد که اگر بناي کمک به روزنامه نگاران است کاري براي روزنامه نگاران بازداشت شده انجام شود تا آنها به سر کارشان - که براي روزنامه چي ها، کار نيست و زندگي است - برگردند. او به معاون تازه منصوب شده وزارت ارشاد گفت حاضر است شهادت بدهد همه خبرنگاران و روزنامه نگاراني که در چند ماه گذشته دستگير شدند دغدغه يي به جز اطلاع رساني نداشته اند. او هم بازداشت شد. يک ماه پيش. همان شب «سام محمودي» ديگر روزنامه نگار بخش «ضميمه اعتماد» هم بازداشت شد. خبرنگار سرويس انديشه بود که در روزنامه همسايه سرويس سياسي بود. همسايه مان را هم بازداشت کردند و فردايش «عبدالرضا تاجيک» را. تاجيک سال 85، چند ماهي با «اعتماد» همکاري داشت. اگرچه عمر همکاري او با «اعتماد» خيلي زود به پايان رسيد اما سر زدن هايش هيچ وقت قطع نشد و به قول بچه ها «ميهمان هميشگي مان» بود. ميهمان مان هم بازداشت شد و يکي دو روز بعد از او «مهسا حکمت»؛ خبرنگاري که صفحه آخر ضميمه سياه و سفيد اعتماد را سروسامان مي داد. او هم همسايه مان بود و گاهي هم اتاقي مان. روزهاي اول ناباورانه گفتيم امروز و فردا آزاد مي شوند. هر کسي از دوستان و همکاران هم که پرس وجو مي کردند همين را مي گفتيم. تا يک ماه تمام شد و ماه دوم آغاز. نه از دبيرسرويس مان خبر داريم، نه از همسايه هايمان و نه از ميهمان هميشگي مان. حالا وقتي از کنار همکاران رد مي شويم سعي مي کنيم نگاه مان به نگاه کسي نيفتد و کسي از ما نپرسد از کيوان چه خبر، از مهسا چه خبر، از سام چه خبر... از رضا چه خبر. خبري نداريم و دل نگرانيم و در اين دل نگراني روزنامه درمي آوريم. صبح به صبح، 16 صفحه، سياه و سفيد. جاي مطالب همکاران مان در صفحات روزنامه خالي است و جاي خودشان در تحريريه. جاي خالي «کيوان مهرگان» بدجور توي ذوق مي زند، جاي شيطنت هاي «مهسا» خالي است و استکان هاي چاي پشت سر هم در نبود ميهمان هميشگي مان يخ مي زند. حال و هواي اين روزهاي ما اصلاً خوب نيست. «صبا شعردوست» جشن تولد نگرفت و «رضا شجاعيان» هم اصلاً به کسي نگفت روز تولدش يکي از همين روزهايي بود که اصلاً خوب نبود. همه صبر کرده اند، بچه ها که بيرون آمدند «جشن» بگيريم. اما تا آن روز، روزنامه درمي آوريم، حتي اگر اشک هايمان روي صفحات بريزد. اين ويژه نامه را به ياد مرحوم احمد بورقاني حامي مطبوعات نشر کرديم و آن را به «کيوان مهرگان» دبيرسرويس مان، «مهسا حکمت» و «سام محمودي» همسايه هايمان و «رضا تاجيک» ميهمان هميشگي مان و تمام روزنامه نگاران بازداشتي تقديم مي کنيم، به اميد آزادي شان. ضمناً از همکاري صبا آذرپيک، فاطمه استيري، فاطمه بيک پور،تانيا تجلي، مسعود رفيعي طالقاني، اميد ايران مهر، حنانه نيک پنجه، امين علم الهدي و همراهي هاي سهام الدين بورقاني که ما را در تهيه اين ويژه نامه ياري دادند، سپاسگزاريم.

منبع: اعتماد

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

نامه‌ای برای کیوان مهرگان / مسعود رفیعی طالقانی

سلام كيوان

خاطرت هست وقتي تن ات هنوز با محبس آشنا نبود يك روز توي تحريريه گفتم مي خواهم برايت نامه اي بنويسم و تو مشتاق بودي نامه ام را بخواني ؛ اگر چه ما هر روز يكديگر را مي ديديم و ساعتها كار مي كرديم اما من به نوشتن براي تو مشتاق بودن و تو به خواندن. آن روز گذشت و هيچ وقت فرصتي دست نداد تا كاغذ و قلم و دستم يك جا جمع شوند براي نوشتن نامه اي خطاب به كيوان مهرگان ، اما حرفهاي مفصل و طولاني همواره بودند بين ما .
اين را به اين سبب نوشتم كه بگويم نامه نگاري ام براي تو به اكنون كه در محبسي ربطي ندارد و تنها گريستن براي لحظه هاي تنهايي اين روزهايت مجال اندكي ايجاد كرده است كه بنويسم. نوشته اي خارج از چارچوب گزارشها ، يادداشتها و گفت و گوهايي براي روزنامه . نوشته اي تنها براي تو. براي تو كه نوشتن را دوست مي داري و خواندن را نيز. مي خواهم اين حرفها را براي دو وجه هستي ات بنويسم ، نخست روحت و ديگر حرفه ات . گرچه تو اين هر دو را بي هيچ ترديدي به هم آميخته اي و در ميان دوستانمان كيست كه نداند تو شاعري با همان افكاري كه پايت را به رسانه باز كرده است.

اما نخست براي روحت...

كيوان عزيز! يادت مي آيد روزي را كه يادداشتي از دوستي برايت خواندم و تو را حيرتي باور نكردني دست داد از آن نوشته . از آن جا كه نوشته بود "بوي خاك باران خورده خوش بو ترين عطرهاي دنياست" و تو نيك مي دانستي روي اين خاك چه كسان كه راه رفته اند ، چه معاشقت ها كه نبوده است ، چه حسرتها كه بر دل ها نمانده است و چه خون ها كه ريخته نشده است! خاك اما سالها و قرنها و هزاره هاست كه پا برجاست و اين مائيم كه قصد مي كنيم هر از چند گاه فراموش كنيم تمام آنچه را كه بوده است.
يادم مي آيد همان روز تو يك برگ ديگر بر دفتر شعرت افزودي ؛ "چشم شيطان كور عاشق مي شويم...."

درست مثل هر روز كه رنجنامه هاي شبانگاهي ات را توي تحريريه براي بچه ها مي خواندي و آرام و اميدوار مي نشستي تا ما بگوييم شعرت چگونه بود .
كيوان عزيز ! چقدر مشتاق بودي براي اينكه كساني پيدا شوند و نخستين دفتر شعرت " تو و جاده همدستيد " را نقد كنند و تو از نقد ايشان راه به روشني بري .
اين روح توست ؛ آرام و در عين حال سركش .

كيوان عزيز نمي توانم براي توصيف روح بزرگت كلماتي را گرد هم آورم اما مي توانم اين را بگويم در مواجهه با تو همواره دريافتم معرفت و بزرگي ات روي كفه ي ترازو پاك دستانه سنگيني مي كند.
دوست خوب من ! خاطرم هست وقتي با هم سوار بر قايقي در ميان تالاب حيرت انگيز انزلي راه مي سپرديم تو چگونه دستهايت را گشوده بودي و خدا را ، عشق را ، هستي را و معنا را تنفس مي كردي و پر مي شدي از احساس تا عاشقانه دفتر شعر ديگرت را رونق ببخشي .

يك بار از تو پرسيدم چرا عاشقانه شعر مي گويي ؟ و تو گفتي در عشق چيزهايي هست كه جاي ديگر نيست . عشق از همه چيز بالاتر است .
اكنون من مي دانم كه روح آرامت كجا سير مي كند . مي خواهم اين را بگويم كه همه بدانند كيوان مهرگان يك موجود مكانيكي نيست ، او شاعري گردن كش است.
و اما بعد...
تو روزنامه نگاري و مي دانم چگونه عاشقانه اين حرفه را دوست مي داري . همه مي دانند .
يادداشتها و مصاحبه هايت به خواندني بودن شهرت يافته اند و هيچ آرماني را بالاتر از آگاهي بخشي به مردم گرامي تر نداشته اي به رغم آنكه در زندگي تو نيز همچون بسياري از روزنامه نگاران، غم نان بيداد كرده و مي كند.
اگر عده اي ندانند خيلي ها اما مي دانند كه تو نه كنشگر سياسي بلكه يك تماشاگر ماهر بوده اي و وظيفه ات در اطلاع رساني آزاد را به خوبي و با تعهدي خاص به انجام رسانده اي .
كيوان عزيز من به خوبي مي دانم تو تا چه ميزان به قانون اساسي ، اعتقادات و اصلاحات به معناي واقعي اصلاحات پايبند بوده اي و با چشم خود ديده ام كه چگونه در برابر هر كس كه تندروي كرده است ايستاده اي .اينها را نه من بلكه همه مي دانند و اصلاح طلب بودن كه جرم نيست ، هست؟
اين روزها در ميان دوستانمان هيچ كس نيست كه از تو به نيكي ياد نكند و براي آزادي ات دعا سر ندهد.
آخر نمي دانم چرا در محبست كرده اند ؟ مگر مي شود شاعران را به تنگنا كشانيد ؟
كيوان عزيز ! اما پيش از آنكه براي آزادي ات دعا كنم ، دعا مي كنم ديوارها را نيز تا كنون سروده باشي.


منبع: ندای سبز آزادی